iranhaus
Deutsch
Persich
درباره ما
  • صفحه اصلی
  • ایران من، ایران ما
  • گردشگری با خانه ایران
  • همکاریهای اقتصادی وتجاری
  • همکاریهای فرهنگی وهنری
  • موسیقی ایرانی
  • تماس با ما
  • درباره ما

شما نیز میتوانید ما را در این راه یاری دهید تا با حضور شما خانه ایران پلی برای آشتی ملل باشد

سالهای کودکی و نوجوانی گذشتند و باز دست تقدیر من را در سن بیست سالگی به زادگاهم روانه کرد و من بار دیگر به آلمان بازگشتم اما این بار به عنوان یک ایرانی .

جالب اینجاست که ایرانی بودنم را در تغایر با وابستگی ام به کشور آلمان نمی بینم، بلکه این را هم خواست یار و معبود خود میدانم و معتقدم میتوان پلی بود برای درک بهتر تمدنها و فرهنگها از یکدیگر. همانطور که شاعر بزرگ آلمانی گوته پس از شناخت شعر حافظ عشق به شرق را می یابد و دیوان شرق و غرب می نویسد ،میتوان شعله این عشق را در دیگران نیز افروخت .

از این روی تصمیم به ایجاد مکانی برای آشنایی بیشتراین دو ملت بزرگ با یکدیگر و به منظور شناخت بهتر این دو کشور مهم دنیای امروز از دیگری  گرفتم. کاری که اجرای آن را سرنوشت خویش و مورد طلب یار میدانم.

  محلی که در زیر سایه چترش از یک طرف هنر ایرانی و ادب او، موسیقی دلنواز و اصیلش و صنایع دستی بی نظیرش، شعر بی همتا و جهانگیرش به مردم اروپایی شناسانده شود و در راستای آن از هنرمندان ایرانی حمایت شود و از طرف دیگر برای علاقه مندان اروپایی امکان مسافرتهای فرهنگی و توریستی با کیفییت بسیار بالا مهیا شود که به صنعت مهم توریسم ایران نفس وجانی دوباره دهد و صد البته همکاریهای اقتصادی که در سطوح مختلف به مدد مسولین محترم سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی و دیگر مدیران و دلسوزان در ایران اجرا خواهد شد.

احساس میکنم که این نیاز به خاطر تصویر به نا حق خصمانه ای که از ایران عزیزم در طول سالهای اخیر در غرب کشیده شده است، ضرورتی دو چندان دارد و هر چند عمیقا معتقدم که حقیری چون من را در برابر این همه آمال و آرزو قدرت، نه چندان است و راه نه آسان اما چشم به یار دارم و دل به یاد او محکم و راسخ.

لازم می بینم در این جا از همه هنرمندان و دوستداران و فعالان فرهنگی که علاقه مند به شرکت در فعالیتهای خانه خودشان یعنی خانه ایران در آلمان و اروپا هستند دعوت به عمل آورم تا در این مسیر همراه ما باشند و با تماس با ما از طریق اینترنت یا تماس مستقیم با نمایندگی ما در ایران در نمایشگاههای خانه ایران شرکت کنند.

در پایان بزرگی وسعادت روزافزون برای ایران و ایرانی را از ایزد منان خواستارم.

 

کوچکترین

 پیروزان محبوب.

 

 

 

معرفی کوتاه خانه ایران واین حقیر پیروزان محبوب برای آشنایی هر چه بهتر شما عزیزان با اهداف ما

با نام مقدس عشق که علت  زیستن است و بی او دنیا نه رنگ دارد و نه آواز و با سلام خدمت شما هموطنان عزیز و با تشکر فراوان از تک تک شما دوستان خوب و وفادار که ما را در راستای رسیدن به  اهداف و آرمانهایمان تا این لحظه یار و یاور بوده وانشا الله همیشه خواهید بود.

اراده یار بود تا مسیر زندگی این حقیر تا به امروز چنین باشد و می کوشم که در اینجا با ذکر گوشه های از این مسیر، تا حدی برای شما خواننده عزیز معرف خود و به طبع اهداف خود و خانه ایران باشم.

پدرم که از کسبه فعال بازار بود پس از تشکیل تجارتخانه ای در بازار کفاشهای تهران در اواسط سالهای 50 میلادی به قصد توسعه کارش به آلمان آمد و به تجارت فرش مشغول شد. اصولا آلمان کشوری بود که به خاطر روابط عمیق تجاری با ایران و دیگر پیشینه های تاریخی بیشتر برای قشر بازاری و سنتی تری از ایران جذابیت داشت در حالی که انگلستان یا فرانسه هر کدام برای قشرهای درباری(آنگلوفیل) یا روشنفکر(فرانکوفیل) جامعه ایران الگو بود. پدرم همانند مادرم اصلا همدانی است انشا الله که خدا حافظ و نگهدار هر دوشان باشد.

من به سال  1976 میلادی در جنوب آلمان در شهری به نام رگنسبورگ به دنیا آمدم و از کودکیم در آلمان آنچه به یاد دارم ،از جنس خوبی و صلح و صفاست من این کشور زیبا و این ملک فلسفه و ادب را با مردمان پاکدامنش از صمیم قلب دوست دارم و به آن عشق می ورزم.

در آن روزها آلمان به سرعت مشغول بازسازی خرابیهای جنگ دوم بود و ملت خوب و سختکوش آلمانی بار دیگر به آینده خویش امیدوار می شدند و مزه شیرین عزت را دوباره می چشیدند.

اما یار و نقاش سرنوشت تقدیر کرد که من ایرانی باشم ،ایرانی شوم و به ایرانی و هنر وادب اوعشق بورزم.

با شروع انقلاب پدرم که از دوستان اقای دکتر بهشتی در آلمان بود و به انقلاب و آقای خمینی اعتقاد و ارادت داشت، تصمیم به مراجعت به ایران گرفت ما در سال 1359 به ایران برگشتیم و من که تا آن روز فارسی حرف نمی زدم ، ایرانی بودن را آموختم و با شما ملت عزیز ایران شاهد جنگی بودم که به ایران عزیز تحمیل شد. با شما گوش به زنگ اخبار حملات هوایی ، با شما شاهد حماسه دفاع و آزادی خرمشهر بودم  و با شما به دبستان رفتم ، شعر حافظ  نوشتم و سعدی خواندم ، با شما شادی کردم و با شما گریستم.

در بطن جامعه ایران زیسته ام ، بالغ شده ام ، اولین بار عاشق شده ام و می دانم که ایران چه زیباست . می دانم که چقدر درخت حیات او کهن است ، دیده ام محبت مردمانش را ، می شناسم حد عرفان مشاهیرش را و شنیده ام موسیقی زیبای شعرش را. خاک پاک آن ملک حاشیه پر نقش قالی خاطرات من است و روزی آن خاک مقدس بستر تن بی جان من خواهد بود ، در آن خواهم آرامید تا مهرش جای جای بودنم را فرا گیرد.

 

 
 

 نقشه سایت | مشخصات حقوقی